کوچه سار شعر
با دریغ و درد رفتم من ز ایران شما
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
دلم از وحشت تنهایی شبها خون است
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
سر عشقت مشکلی بس مشکل است
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
بیچاره خستهای که ز دارالشفای دین
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
آن پریچهره که در پردهی جان مستور است
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
وجود خاکی من گرچه میدهی بر باد
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
بر مَنات ای دل و دین! این همه بیداد چراست؟
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای:
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
بادهای خواهم مرا سازد سراپا مست مست
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
روزگاری مینشستی در نگاهم شاد شاد
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
ما که با چرخ و فلک پنجه درانداختهایم
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
نیست در روی زمین یک تن که پرسد حال من
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
عشاق، هر چه از تو فریبا نوشتهاند
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
به خنده آن لب گلفام را تماشا كن
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
هر چه او ناز و ادا کرد مجابش کردم
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
مخور جانا فریب از گنج گیتی
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
پرده پرده آنقدَر، از هم دریدم خویش را
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
همچو آیینه به عمر خود ندیدم خویش را
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
نیمهشب، بوی تو بر رؤیای مهتابم نشست
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
خرابم ز مستی خرابم خدایا
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
با توام ای ماه پاره! چشم و ابرویت کجاست ؟
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
بیوگرافی و اشعار استاد عزیزالله کاسب یزدی
-
چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴
قابل دیدن نیام، نقاش! تصویرم مکن
-
سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴
خواندیم در کتاب و، شنیدیم بارها :
-
سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴
دل ندارد آن که در دل، مهر دلداری ندارد
-
سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴
جز دلِ نالان، مرا ای گل! نه دمساز دگر
-
سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴
چهره خوی چکدش چون بر او نگاه کنی
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
زآن شب که با تو دست در آغوش کردهام
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
در جهان نام سخن اندر میان آید
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
غلام همت آنم که خاک عشق، سرشت
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
باز آمدم که باز پریشان کنی مرا
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
جنت از رضوان، که من زآن روضه خرم نیستم
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
کاش آسمان بر هم زند این دفتر ایام را
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
چون زلف را ، طراز بناگوش میکنی
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
شانه چون یار برآن زلف خم اندر خم زد
-
دوشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۴
ای فتنهی شهر آشوب! جور از تو و آه از من
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
چون صید زخم خورده ز رفتار ماندهام
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
روزی دو نگه دارمش ار دل به بر آید
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
یا به بهشت عاشقی با دل خسته رو مکن
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
آن پری روی از دَرم روزی فراز آید؟ نیاید
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
قدش نیزه، دو ابرویش کمان، رویش سپر باشد
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
سوگند خورد دوست که پیوسته با من است
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
کینهای دارم چو خنجر تیز اما در نیام
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
دیشب ز باغ ملی، بگذشتم از قضا
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
از بسکه غم به سینهی من بسته راه را
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
آخر ای باغ امیدم! گل شادی به برآر
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
خرّم آنانكه به یک جرعه می، از غم رستند
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
پایم شکسته نیست، ولی راه بسته است
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
دلتنگِ توأم چگونه ابراز کنم ؟!
-
یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
...
→
Powered by
BLOGFA.COM