(بیوگرافی)

شادروان ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌ منصور محمد ـ معروف به (خواجه عبدالله انصاری) و ملقب به "پیر هرات" و "پیر انصار" و "انصاری هروی" در سال 385 خورشیدی در شهر هرات چشم به عالم وجود گشود‌. خواجه عبدالله، دانشمند و عارف و شاعر صوفی مسلک ایرانی در سده‌ی پنجم هجری قمری بود.

وی از اعقاب ابو ایوب انصاری است که صحابه‌ی پیغمبر بود. مادرش از مردم بلخ بود و عبدالله خود در هرات یکی از شهرهای غربی افغانستان کنونی متولد شد. او از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت چنان که شعر فارسی و عربی را نیکو می‌سرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود. او در فقه روش امام حنبل را پیروی می‌کرد.

وی در تصوف از استادان زیادی تعلیم گرفت و دو بار به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی شتافت. این دیدارها تأثیر زیادی در روحیات و منش وی داشته‌ است. محل اقامتش بیشتر در هرات بود و در آنجا تا پایان زندگانی به تعلیم و ارشاد اشتغال داشت.

انصاری شعر می‌سرود ولیکن بیشتر شهرت وی به جهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کرده است و از آن جمله است ترجمه‌ی املای طبقات‌الصوفیه‌ی سلمی به لهجه‌ی هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشف‌الاسرار قرار گرفته‌ است.

از رسائل منثور او که به نثر مسجع نوشته مناجات‌نامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت‌نامه، هفت‌حصار، رساله‌ی دل و جان، رساله‌ی واردات و الهی‌نامه را می‌توان نام برد.

مناجات‌نامه یا الهی‌نامه‌ی خواجه عبدالله انصاری شامل چندین مناجات کوتاه و لطیف است که به همت سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

کتاب «طبقات الصوفیه» که مجموعه‌ای از تقریرات یکی از مریدان وی از مجالس وعظ و تعلیم اوست و کتاب «صد میدان» نیز از روی نسخه‌ی آماده شده به کوشش خانم اکرم شفایی در دسترس از طریق وبگاه تصوف ایرانی به گنجور اضافه شده است.‌

آثار :

‌وفات :

خواجه عبدالله انصاری، بعد از یک عمر آموزش، بحث، ارشاد و پس از تحمل چندین نوبت تبعید و حبس، سرانجام در سال 467 خورشیدی، در 82 سالگی چشم از جهان فرو بست و به لقای حضرت معبود پیوست.

روحش شاد و یادش گرامی باد.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─

(مناجات)

یارب دل پاک و جان آگاهم ده

آه شب و گریه سحرگاهم ده

در راه خود اول ز خودم بیخود کن

بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده

الهی! یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل‌هایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزز به تاج کبریایی، به تو رسد مُلک خدایی .

"خواجه عبدالله انصاری"