(دلارام)

بی دلارام کجا درد من آرام آید ؟
وقتی آرام بگیرد که دلارام آید

بر در کعبه گر از دیر درآید صنمی
ای بسا فتنه که در مذهب اسلام آید

ندهیدش به دو صد خرقه‌ی طاعت ، زنهار
زاهد شهر اگر از پی یک جام آید

ای دل سوخته از شحنه حذر کن کامشب
بر در میکده با محتسب خام آید

به جز از روی دلاویز تو در حلقه‌ی زلف
صبح هرگز نشنیدیم که با شام آید

کی میسر شود از وصل تو کام دل ما ؟
که بسی دل ز سر کوی تو ناکام آید

معنی نام نکو یافت دلی کاندر عشق
چون (هما) بر سر سودای تو بدنام آید.

"همای شیرازی"