زندگینامه و اشعار عبدالرحمن جامی

(بیوگرافی)
نورالدین عبدالرحمن بن نظام الدین احمد بن محمد، متخلص به (جامی) در 21 شعبان سال 817 هجری قمری، در خرجرد تربت جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد.
عبدالرحمن جامی، ملقب به خاتم الشعراء، همهچیزدان، شاعر، موسیقیدان، ادیب و صوفیِ نامدار فارسیزبانِ ایرانیِ سدهی ۹ قمری است. وی با الهام گرفتن از گلستان سعدی یکی از مهمترین کتابهای خود یعنی بهارستان را به رشتهی تحریر درآورد. او به مناسبت محل تولد خویش «جام» و نیز به سبب دوستداری شیخ الاسلام «احمد جام» جامی تخلص کرد.
روزگار کودکی و تحصیلات مقدماتی جامی در خرگرد جام، که در آن زمان یکی از تبعات هرات بود در کنار پدرش سپری شد. در حدود سیزدهسالگی همراه پدرش به هرات رفت و در آنجا اقامت گزید؛ در همانجا به تعلم و تعلیم پرداخت و قسمت عمدهٔ حیاتش نیز در همانجا به سر آمد. و از آن زمان به جامی شهرت یافت. وی در شعر ابتدا دشتی تخلص میکرد، سپس آن را به جامی تغییر داد که خود علت آن را تولدش در شهر جام و ارادتش به شیخ الاسلام احمد جام ذکر کرده است.
جامی مقدّمات ادبیات فارسی و عربی را نزد پدرش آموخت و چون خانوادهاش شهر هرات را برای اقامت خود برگزیدند، او نیز فرصت یافت تا در مدرسهی نظامیهی هرات که از مراکز علمی معتبر آن زمان بود، مشغول به تحصیل شود و علوم متداول زمان خود را همچون صرف و نحو، منطق، حکمت مشایی، حکمت اشراق، طبیعیات، ریاضیات، فقه، اصول، حدیث، قرائت، و تفسیر به خوبی بیاموزد و از محضر استادانی چون خواجه علی سمرقندی و محمد جاجرمی استفاده کند.
در این دوره بود که جامی با تصوّف آشنا و مجذوب آن شد بهطوری که در حلقهی مریدان سعدالدین محمد کاشغری نقشبندی درآمد و به تدریج چنان به مقام معنوی خود افزود که بعد از مرگ مرشدش (۸۶۰ ه.ق برابر با ۱۴۵۵ م) خلیفه طریقت نقشبندیه گردید. پس از گذشت چند سالی جامی راه سمرقند را در پیش گرفت که در سایهی حمایت پادشاهِ علمدوست تیموری، الغ بیگ، به کانون تجمع دانشمندان و دانشجویان تبدیل شده بود. در سمرقند نیز نورالدّین توانست استادانش را شیفتهی ذکاوت و دانش خود کند. او که سرودن شعر را در جوانی آغاز کرده و در آن شهرتی یافته بود، با تکیه زدن بر مقام ارشاد و به نظم کشیدن تعالیم عرفانی و صوفیانه به محبوبیتی عظیم در میان اهل دانش و معرفت دست یافت.
جامی به افتادگی و گشادهرویی معروف بود و با اینکه زندگی بسیار سادهای داشت و هیچگاه مدح زورمندان را نمیگفت، شاهان و امیران همواره به او ارادت میورزیدند و خود را مرید او میدانستند. جانشینان الغ بیگ خصوصاً سلطان حسین بایقرا و امیر او علیشیر نوایی تا آخر عمر او را محترم میداشتند و اوزون حسن آق قویونلو، سلطان محمد فاتح پادشاه عثمانی و ملک الاشراف پادشاه مصر از ارادتمندان او بودند.
آثار :
از جامی بیش از 40 اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام «هفت اورنگ» است.
وفات :
عبدالرحمن جامی، سرانجام در 17 محرم 898 هجری قمری، در 81 سالگی درگذشت. و پیکرش در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
(دعوی عشق)
منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
گواه صدق درین دعوی اشک و آه من است
حریم دیر مغان را گرفته خانقهم
خم شراب کهن پیر خانقاه من است
گرَم ز مِهر تو مانع نگشت موی سفید
عذار تو به خط سبز، عذرخواه من است
خوش آنکه سرخوشات از دور دیدم و گفتم
اگر غلط نکنم سرو، کج کلاه من است
مرا ز سایهی دیوار خویش دور مکن!
کز آفتاب حوادث، همین پناه من است
مرا چه غم که جهان را سپاه غم گیرد؟
چو عشقت از همه غمها گریزگاه من است
چه مَرد عشق تو بودم اگر به تیغ جفا
بریخت غمزهی تو خون من، گناه من است
چو از صفای ارادت زنم به عشق تو دم
ضمیر پاک و دل روشنات گواه من است
ز بوستان لطایف چو (جامی) آن چمنم
که وصف عارض و خطّت گل و گیاه من است.
"عبدالرحمن جامی"
به نـام خــــداونـد شعـــر و ادب