(راز و نیاز)

یا رب! ز لطف، گم‌شدگان را امان بده
هرجا که برّه‌ای‌است به دست شبان بده

تا ملت قدیم گشاید ز خواب، چشم...
قدری به دست مرحمت او را تکان بده

یا تند تند، این همه نان‌خور میافرین
یا از کَرم به نان‌خور خود آب و نان بده

پیش خران باری خود کاه و جو بریز
بهر سگان کاری خود، استخوان بده

فکر دو سیر گوشت برای فقیر کن
کمتر سر برنج غنی، زغفران بده

یا روی دوش، این همه بار گران منه
یا طاقت تحمل بار گران بده

چون دلبر جوان به من پیر داده‌ای
بر بنده نیز ، قوّت مرد جوان بده

جایی که اندرآن بتوان زیست به از این
ور خود جهنم است، به مخلص نشان بده

یک جان پی تحمل این زندگی کم است
یا رب به بنده نیز چو سگ، هفت جان بده

یا وضع زندگانی ما را درست کن
یا مرگ ما ، بیا و به کل مرگمان بده.

"ابوالقاسم حالت"