بیوگرافی و اشعار حیدر کلیچهپز
(بیوگرافی)
حیدر هروی _ کلوچ و مشهور به (حیدر کلیچهپز) یکی از شاعران خوشگوی نیمهی نخست سدهی دهم عهد تیموری ژادهی هرات است. او را به سبب پیشهاش که کلیچه یا به اصطلاح هراتیها کلوچهپزی داشته کلوچ لقب دادند.
اشعار حیدر، به ویژه غزلهایش سوز و شوری دارد. ظاهرا در پی وابستگی شدید عاطفی به شاهدی در هرات و ناکامی در این عشق و از پس آن ملامت خلق، راه هند در پیش میگیرد و به دربار میرزا شاه حسن ارغون پناه میگزیند. این اندیشه در هند نیز خیال شاعر ما را رهاکردنی نیست آن چنانکه در پایان قصیدهای در مدح ارغون، باز از این دلبستگی یاد کرده است:
ای حبش و زنگبار هندوی هندوی تو
هم ز کمربستگان ترک و ختا و ختن
با تو ز احوال خود یک دو سخن میکنم
یک نفس از لطف کن گوش بر احوال من
عشق و ملامت مرا راه غریبی نمود
کس چو من ناتوان دور مباد از وطن
زآتش هجران مرا بود به دل داغها
باز ز سر تازه شد این همه داغ کهن
با غم هجران یار عمر چهسان بگذرد
خسته دلی را که ماند جان جدا از بدن
غزلهایش همانگونه که پیشتر گفته شد شور و عاطفه زیادی دارند و انتخاب از میان آنها کمی دشوار است. این مقطع یکی از غزلهای روان و ساده اما زیبای او :
آنچه حیدر از درازی شب هجران کشید
شرح آن گفتن به عمر جاودانی مشکل است
وفات :
حیدر هروی، سرانجام به سال 958 ق. در یکی از شهرهای سند به نام پاترا از درگذشت و او را همانجا به خاک میسپارند، در نقشهی هند و پاکستان هر قدر جستجو کردم شهری به این نام نیافتم احتمالا نام آن اکنون تغییر یافته است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
دوستان بس که خرابم ز غم یار امشب
عجب ار زنده بمانم من بیمار امشب
کو اجل تا بکند کار مرا ساختگی
که به هجران تو افتاد مرا کار امشب
شب من شد سیه از هجر رخت شمع کجاست؟
تا کند گریه بر احوال من زار امشب
تو و عیش و طرب و خواب صبوحی تا روز
من و اندوه غم و دیدهی بیدار امشب
چنگ را نیست درین بزم به جز نغمه درد
هست گویا ز رگ جان منش تار امشب
چند در گوشهی غم اشک چو کوکب ریزم
بی مه روی تو از چشم گهربار امشب
شمع بزم دگرانی تو و (حیدر) تنها
به صد افسوس جدا زآن مه رخسار امشب .
"حیدر هروی"