شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
(پرده ی مویین)
شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
ز عمر ، نشمرم آن ساعتی که او اینجاست
ز چشم شوخ رقیب ای صنم چه پوشی روی؟
بپوش قلب خود از وی که آبرو اینجاست
حذر چه میکنی از چشم غیر و صحبت خلق
ز قلب خویش حذر کن که گفتوگو اینجاست
نگاهدار دل از آرزوی نامحرم
که فر و جاه و جمال زن نگو اینجاست
خیال غیر مکن هیچ ، کان حجاب لطیف
که چون درد ، نبوَد قابل رفو، اینجاست
شنیدهام به زنی گفت مرد بد عملی
که نیست شوهر و مطلوب کامجو اینجاست
قدم گذار به مشکوی من - که خواهد گفت
به شوهر تو که آن سرو مشکمو اینجاست؟!
چو این کلام ، زن از مرد نابکار شنید
به قلب خوبش بزد دست و گفت: او اینجاست
خدا و عشق و عفافند رهبر زن خوب
بهشت شادی و فردوس آرزو اینجاست
(بهار) پردهی مویین حجاب عفت نیست
"هزار نکته ی باریکتر ز مو اینجاست"
"ملک الشعرای بهار"
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 4:47 توسط شمس (ساقی)
|
به نـام خــــداونـد شعـــر و ادب