(پرده ی مویین)

شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
ز عمر ، نشمرم آن ساعتی که او اینجاست

ز چشم‌ شوخ رقیب ای صنم چه پوشی روی‌؟
بپوش قلب خود از وی که آبرو اینجاست

حذر چه می‌کنی از چشم غیر و صحبت خلق
ز قلب خویش حذر کن که گفت‌وگو اینجاست

نگاهدار دل از آرزوی نامحرم
که فر و جاه و جمال زن نگو اینجاست

خیال غیر مکن هیچ ‌، کان حجاب لطیف
که چون درد ، نبوَد قابل رفو، اینجاست

شنیده‌ام به زنی گفت مرد بد عملی
که نیست شوهر و مطلوب کامجو اینجاست

قدم گذار به مشکوی من - که خواهد گفت
به شوهر تو که آن سرو مشکمو اینجاست‌؟‌!

چو این کلام ‌، زن از مرد نابکار شنید
به ‌قلب‌ خوبش ‌بزد دست و گفت‌: او اینجاست

خدا و عشق و عفافند رهبر زن خوب
بهشت شادی و فردوس آرزو اینجاست

(‌بهار) پرده‌ی مویین حجاب عفت نیست
"هزار نکته ی باریکتر ز مو اینجاست‌"

"ملک الشعرای بهار"