کاش یک شب میشنیدم بوی آغوش تو را
(انتخاب عشق)
کاش! یک شب میشنیدم بوی آغوش تو را
خوابگاه از سینه میکردم، بر و دوش تو را
در خیال من نمیگنجد وصال چون تویی
حیرتی دارم، چو میبینم همآغوش تو را
از غرور حسن چون مهرت به قهر آمیختهاست
لذت شهد است، هم نیش تو، هم نوش تو را
جلوهی صبح جوانی، یاد می آید مرا...
هر زمان در جلوه میبینم، بناگوش تو را
انتخاب عشق را نازم که چون من برگزید
از میان حسنها، حسن سیه پوش تو را
تا ز یادم بردهای، از یاد عالم رفتهام
هیچ کس جز غم نمیپرسد فراموش تو را
بوسهای زآن لعل آتشناک میباید (امیر)
تا کند گرم سخن، لبهای خاموش تو را
"سید کریم امیری فیروزکوهی"
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۷ ساعت 16:4 توسط شمس (ساقی)
|
به نـام خــــداونـد شعـــر و ادب