به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
(آشفتگی)
به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
پریشانی چو دود مجمر از صد رهگذر دارم
ببین عمر سبکرو را، مپرس ای همنشین حالم
که حسرت بر بقای شبنم و عمر شرر دارم
فریب غمزهای سر در پی من آنچنان دارد
که نتوانم چو داغ از دل زمانی چشم بردارم
ز طفلی تا به حال ایام آدم خواندم، آری
پس از مرگ پدر پیدا شدم، نام پدر دارم
امیدی نیست از آسودگی در هر کجا باشد
که آدم از بهشت آمد، از آنجا هم خبر دارم
ز گفت و گوی یاران نیستم آگاه، در محفل
به یاد خلوتی در انجمن چون گوش کر دارم
(سلیم) ! افزایدم قیمت، شوم چندان که روشنتر
اگر چه آتشم، خاصیت آب گهر دارم
"سلیم تهرانی"
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۷ ساعت 22:36 توسط شمس (ساقی)
|
به نـام خــــداونـد شعـــر و ادب