در منقبت حضرت علی (علیه السلام)

ای خدا را قبل از آدم بنده ی فرمان پذیر
ای به محراب عبودیّت عبادت را امیر

ای زبان الکن ز وصف و عاجز از مدحت قلم
ای خرد از درک قَدرت مانده در گِل ناگزیر

ای به باطن اوّلین مخلوق قبل از ماخَلَق
ای به ظاهر خانه زاد خانه ی حیّ قدیر

ای نبی را در امور فتحِ ارشاد بشر
هم وزیر و هم سفیر و هم مشاور هم مشیر

تو علی هستی که نامت مشتق از نام خداست
ای ز آدم تا به خاتم بی بدیل و بی نظیر

گفت احمد در شب معراج در اعلای وحی
من خدا را میهمان بودم علی مهمان پذیر

توبه ی آدم به مُهر مِهر تو تصویب شد
چون که با حبّ تو شد آب و گل آدم خمیر

نوح را کشتی به دریا ساحلی پیدا نبود
گر به سکّان دست تو او را نمی‌شد دستگیر

یا علی گفت و به فرمان خداوند غفور
کوه آتش بهر ابراهیم از گُل شد حریر

گر عصا در دست موسی اژدها شد از تو بود
چون تو هستی در مصاف فتح و پیروزی مسیر

مرده را بهر مسیحا جان دهد فرمان تو
جان به جانان می‌سپارد هر که را گویی بمیر

کیستی تو کز جلالت خطبه ی عقد تو را
خوانده ذات حق برای مادر خیر کثیر

ای ولایت فتح ابلاغ رسالت بر نبی
شاهد عرضم بود نصب تو در خمّ غدیر

خم به ابرویت نیامد ای سراپا محو حق
چون کشیدند از نهاد پای مجروح تو تیر

در سخاوت هَل اَتی تفسیری از ایثار توست
بهترین شاهد یتیم است و فقیر است و اسیر

بر گدا دادی نگین پادشاهی در رکوع
ای ز خوان لطف تو پیر محبّت گشته سیر

"مرحوم ژولیده نیشابوری"