چو چرخ دامن من پر ستاره میسازد
(دوباره میسازد)
چو چرخ دامن من پر ستاره میسازد
مهی که کار دلم ، با اشاره میسازد
فریب نازکی دل مخور که دست زمان
ز شیشهی دل ما سنگ خاره میسازد
بیا که پیر مغان ، خانهی دل من و تو
خراب می کند اما ، دوباره میسازد
رهین منت عشق ویام که در شب هجر
ز قطره قطرهی اشکم ستاره میسازد
علاج من به لب دلبر مسیح دمیاست
که مرگ را به دم خویش چاره میسازد
ز چاک چاک دل من عجب چه میداری؟
که یار ما ، سند عشق ، پاره میسازد
به نیم حلقه ز گیسوی او ، نسیم سحر
برای طفل دلم ، گاهواره میسازد
مگو ز حرمت اغیار و بیوفایی یار
که داغ های دلم بیشماره میسازد
بیا و حالت (پروانه) را ببین ای گل!
که همچو شمع چسان با شراره میسازد؟
محمدعلی مجاهدی (پروانه)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 20:58 توسط شمس (ساقی)
|
به نـام خــــداونـد شعـــر و ادب