مه با جمال یار ، برابر نمیکنم
(باور نمیکنم)
مه با جمال یار ، برابر نمیکنم
صد بار کردهام من و دیگر نمیکنم
شب نیست کز فراق تو ای سرو سیمتن
دامن ز اشک، پر دُر و گوهر نمیکنم
آن بلبلم که در پر و بالم خلیده خار
با این حدیث عشق گل از سر نمیکنم
ما را به ترک عشق نوید بهشت چیست؟
زاهد! مگو که قول تو باور نمیکنم
تا باد فرودین وزد از طرف کوهسار
ترک سماع و ساقی و ساغر نمیکنم
(فرهاد) بیدلم من و شیرینم آرزوست
من ترک آن لبان چو شکّر نمیکنم
علی اشتری (فرهاد)
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 9:28 توسط شمس (ساقی)
|
به نـام خــــداونـد شعـــر و ادب