(رومینا)

‌چشم‌های ناامیدم را به دستت دوختم

‌داس را از گردنم بـردار ، بـابـا سوختم

‌‌داشتم امّیــد درس زنـدگــانـی را ز تـو

مـرگ را اما ز دست و داس تو آموختم

‌سید محمدرضا شمس (ساقی)