(ترانه‌ی زندونیا)

پشت حصارای بلند، زندونیا در می‌زنن
پرنده‌هامون تو قفس، یه عمره پرپر می‌زنن

آی اسیرای گوش به زنگ!
شب زده و، پریده رنگ!

از اون ورِ ابرا داره سَحر صدامون میکنه
همین روزا معجزه‌ی دستا رهامون میکنه

«شادروان شهرام وفایی»